تقریبا یک سال پیش روزنامه دولتی ایران در ویژهنامه کودکان خود در مطلبی با عنوان «چه کنیم که سوسکها سوسکمان نکنند؟» ملت ترک و آذربایجانیان را هدف کریهترین و مذمومترین حملات شوونیستی قرار داد. بعد از چاپ این مطلب توهینآمیز دانشجویان فهیم آذربایجانی در دانشگاههای مختلف سرتاسر کشور واکنش خود را نسبت به این مساله نشان دادند و طی بیانیهها و تحصنها و تجمعاتی این اقدام روزنامه ایران را محکوم کردند. نکته جالب توجه و قابل تاکید، همراهی ملت آذربایجان با این واکنش جنبش دانشجویی آذربایجان بود. این بار مردم همگام با دانشجویان خواستار برخورد با عوامل این توهین غیر قابل اغماض بودند. این حرکات و تجمعات و اعتراضات خیابانی که در شهرهای مختلف آذربایجان اعم از تبریز، اورمیه، اردبیل، زنجان و سایر شهر های بزرگ و کوچک آذربایجان در جریان بودند با برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی مواجه شد و متاسفانه در بسیاری از موارد کار به خشونت و درگیریهای شدید خیابانی کشید.
هرچند که استارت این حرکت مردم آذربایجان با توهین روزنامه ایران زده شد اما نسبت دادن همه وقایع خرداد 85 و تظاهرات میلیونی شهرهای آذربایجان تنها به روزنامه ایران و محکومیت آن، غیر منطقی و غیر معقول به نظر می رسد. مردم آذربایجان که با این خواست اولیه به خیابانها ریخته بودند، مطالبات مهمتری داشتند. آنها یکصدا حقوق حقه خود را که سالیان سال است از سوی مقامات دولتی نادیده گرفته می شود، فریاد می زدند. آن ها خشم و انزجار خود را از لگدمال شدن بی وقفه احساسات و عواطف آذربایجانی های ساکن کشور، از رسانه های رسمی و غیر رسمی کشور، نشان می دادند و خواستار برخورد جدی با عوامل توهین به قومیت ها و مخصوصا آذربایجانی های کشور بودند. مردم آذربایجان خواستار رفع هرگونه تبعیض فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بودند. آنها احیای زبان مادریشان را که بیش از هشتاد سال است در چنبره سیاستهای فارسپرستانه عدهای معلومالحال که متاسفانه در سازمانهای دولتی نیز راه یافتهاند، قرار گرفته است ، می خواستند. هرچند که این حرکت ملی مردم آذربایجان که به نوعی بعد از انقلاب بی سابقه بود و قیامهای تاریخی این ملت فهیم نظیر قیام 29 بهمن 56، را در اذهان زنده می کرد، از طرف مطبوعات و رسانه های داخلی شدیدا بایکوت شد و همه این وقایع را به توهین روزنامه ایران نسبت دادند و شعارهایی نظیر «اؤز دیلینده مدرسه-اولمالی دیر هر کسه (آموزش به زبان مادری حق همه است)، هارای هارای من تورکم (در اعتراض به هویت جعلی آذری که به آذربایجانی ها نسبت می دهند) و ...» را نشنیده گرفتند. مقامات دولتی نیز با توقیف تشریفاتی و موقتی روزنامه ایران مثلا مطالبات مردم آذربایجان را پرداختند و مثل همیشه سایه شوم استکبار جهانی و امریکا را شناسایی کردند!
اکنون نزدیک به یک سال از آن وقایع می گذردو روزنامه ایران به حیات خود ادامه می دهد. همان تحقیرها و توهین ها درقالبهای دیگر در جریان است. سیاست های در پیش گرفته شده در مورد قومیت ها همان سیاست های گذشته است و متاسفانه کوچکترین اقدامی در جهت احیای اصول 15 و 19 قانون اساسی که در آن ها مستقیما به حقوق نادیده گرفته شده قومیتها اشاره شده است، انجام نگرفته است.
به امید روزی که همه ملتها در سایه عدالت واقعی و فراگیر و به دور از هرگونه انحصار گرایی و تبعیض از حقوق خود برخوردار شوند.
+ نوشته شده توسط تبریز در و ساعت
|